الشيخ عباس القمي

1487

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

گفتم : من نمىشناسم مگر بيت المقدّسى كه در شام است . گفت : نيست آن بيت المقدّس ، و لكن او آن بيتى است كه مقدّس و پاكيزه شده است و آن بيت آل محمد عليهم السّلام است . گفتم : او را آنچه من شنيده‌ام تا امروز بيت المقدّس همان است كه در شام است . گفت : آن محراب‌هاى پيغمبران است و آنجا را حظيرة المحاريب مىگفتند ( يعنى محوّطه‌اى كه محراب‌هاى پيغمبران در آنجا است ) تا آن كه آمد زمان فترت آن زمانى كه واسطه بود ما بين محمّد و عيسى - صلوات اللّه عليهما - و نزديك شد بلا به اهل شرك حلّت النّقمات فى دور الشّياطين و فرمود : آمد نقمت‌ها و عذاب‌ها در خانه‌هاى شياطين . و بعضى جلت النّغمات ، ( به جيم و غين ) خوانده‌اند يعنى بلند و آشكار شد سخنان آهسته در خانه‌هاى شياطين يعنى بدعت‌ها و شبهه‌هاى باطله در مدارس و مجالس علماى اهل ضلالت ، پس تحويل و نقل دادند نام‌ها را از جاها به جاهاى ديگر و عوض كردند نام‌ها را به نام‌ها و اين است مراد از قول خداى تعالى : إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْت‌ُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ . [ 1 ] بطن آيه براى آل محمّد عليهم السّلام است و ظاهرش مثل است . پس گفتم من به آن مرد هندى كه من سفر كردم به سوى تو از شهرى دور و مرتكب شدم در توجّه به سوى تو درياها و غم‌ها و اندوه‌ها و ترس‌ها و روز و شب مىكردم به حالت مأيوسى از آن كه ظفر يابم به حاجت خود . او گفت : نمىبينم مادرت را كه حامله به تو شد مگر بر حالى كه حاضر شده نزد او ملكى كريم ، و نمىدانم پدرت را وقتى كه ارادهء نزديكى داشته با مادرت مگر آن كه غسل كرده و نزد مادرت آمده با حال پاكيزگى ، و گمان نمىكنم مگر اين را كه پدرت خوانده بود سفر چهارم انجيل يا تورات را در آن بيدارى شب خود كه عاقبت او و تو به خير شده ، برگرد از هر جا كه آمدى پس روان شو تا فرود آيى در مدينهء

--> [ 1 ] سورهء نجم ، آيهء 23 .